ازدواج

خرید بک لینک
درآستانه ازدواج هستم...احساس می کنم رو زندگی خودم تسلطی ندارم و جریان آب داره منو با خودش می بره...

امروز عصر بابای آقای خواستگار زنگ میزنه به بابام و موضوع و مطرح میکنه....

خدا کنه بابام به این زودی ها قبول نکنه که بیان ..هرچند میدونم از خداش هم هست و زود قبول میکنه..نهایتا تا اخر هفته

خدایا من به کی بگم اخهههههههه...من خودم نمی دونم دارم چیکار میکنم

نمی دونم چه مرگمه...

ما را در سایت نمی دونم چه مرگمه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 77 تاريخ: دوشنبه 13 اسفند 1397 ساعت: 14:36

صفحه بندی